رمزگشایی از تحولات تعیین کننده ی سرنوشت جهان و ارتباط آنها با ترور اخیر
- شناسه خبر: 1526
- تاریخ و زمان ارسال: ۸ بهمن ۱۴۰۲ - ۰۶:۰۰
هدف از این عملیات تروریستی قطعا تاثیرگذاری بر چرخش های دیپلماسی خارجی ایران است.

در دوران جنگ سرد، چین به عنوان یک کشور پیرو کمونیسم در سرمایه گذاری و تجارت، از ایده های کمونیستی تبعیت کامل نداشت. این کشور که حق وتوی شورای امنیت و دستیابی به تکنولوژی ساخت سلاح های هسته ای را با حمایت شوروی کمونیستی به دست آورده بود، در سر بزنگاههای حساس، بطور حساب شده ای بین دو ابرقدرت دوران، یعنی آمریکا و شوروی به بازی شطرنج سیاسی دست زد. چین برای امتیاز گیری از این دو کشور، هر از گاهی به یکی از آن دو متمایل شده و در نهایت بلوک غرب با دادن امتیازاتی از جمله امتیازات اقتصادی، به چین توانست در فرآیند فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نقش پنهان ایفا کند.
در دنیای امروز، رقابت اصلی برای ایجاد هژمون غالب جهانی، بین چین و آمریکا در جریان است؛ آمریکایی که با تکیه بر ماشین نظامی و فرهنگ خود به تک قطب جهان تبدیل شده و چینی که با تکیه بر توان اقتصادی خود می خواهد آمریکا را به چالش بکشد. آمریکای امروز که حتی از متحدان اروپایی خود هم به باج خواهی می پردازد، در دوران جنگ جهانی دوم با شعار آزادی و دموکراسی، وارد کارزار نبرد با آلمان به شدت تضعیف شده، گشت و بلافاصله پس از جنگ، با نشان دادن ماهیت و تفکر واقعی دولتمردان خود و از طریق پس ندادن طلای ذخیره ی کشورهای اروپایی، ره صد ساله را یک شبه پیمود.
روسیه ی امروزی که در سالهای نه چندان دور پس از فروپاشی شوروی، آرزوی پیوستن به ناتو و نظم غالب غربی را داشت، پس از تحمل تحقیرهای مکرر کشورهای غربی تصمیم به احیای قدرت سنتی خود گرفت. در راه احیای امپراتوری روسیه، اندازه ی حجم اقتصاد و رشد نامناسب جمعیت این کشور، مشکلات پیش روی دولتمردان آن است. تجربه ی کنترل موفق اقتصاد و روابط خارجی روسیه در گیر و دار بحران جنگ با اوکراین، نشان دهنده ی نقش ویژه ی دولتمردان و انسجام اجتماعی این کشور است.
یکی از کشورهای تاثیرگذار در این نبرد جهانی، هند است. هند با دارا بودن جمعیتی جوان و جویای کار که با جمعیت چین برابری می کند، جذابیت خاصی برای شرکت های چند ملیتی دارد. مزیت های هند نسبت به چین عبارتند از تنش کمتر با همسایگان، سطح آموزش بالاتر، آشنایی بیشتر با فرهنگ غربی، دسترسی به آبهای گرم و نزدیکی به اروپا؛ ولی چین هم دارای برتری هایی نسبت به هند است که عبارتند از اطاعت پذیری بالاتر اجتماعی، تعداد بالای مهاجر ساکن در اروپا و آمریکا، زیرساخت های آماده تر و تجربه ی تولیدات صنعتی. هند روابط نزدیکی با آمریکا و رقابت سنتی با چین دارد؛ بنابراین در راه مهار چین، آمریکا به خوبی می تواند از مزیت های هند استفاده کند.
در میانه ی رقابت های بین چین و هند، کشور پاکستان دارای نقش مهمی است. مشکل کشور پاکستان با هند به قدری عمیق است که این کشور حاضر شده تا به منظور برخورداری از حمایت چین در برابر هند، کنترل بخش هایی از کشمیر را به دولت چین واگذار کند. این دو همسایه، یعنی هند و پاکستان تاکنون بارها وارد جنگ باهم شدند و تقریبا در همه ی جنگ ها، پاکستانی ها ضربات شدیدی را از هندی ها دریافت کردند. مرزهای شرقی پاکستان با هند به قدری برای این کشور مهم است که تقریبا تمام نیروی نظامی این کشور، در مرز با هند مستقر بوده و عملا دولت پاکستان در مرزهای غربی خود با ایران، نیروی بسیار اندکی دارد.
دو کشور چین و روسیه، سعی دارند تا به هر نحوی، آمریکا را در نقاط مختلف به چالش بکشند تا فرآیند سقوط قطعی هژمون آن را تسریع کنند. این طبیعی است که در نظام بین الملل، قدرت های جهانی با کارت سایر کشورها با یکدیگر بازی کرده و نهایت تلاش خود را به خرج میدهند تا با یکدیگر بطور مستقیم درگیر نشوند. البته در طول تاریخ، گاهی نیز هژمون های غالب به عنوان آخرین راه نجات خود، درگیری نظامی را انتخاب کرده اند. به نظر می رسد آمریکا این آخرین راه حل را مد نظر دارد.
در این بین، ایران نقش کلیدی را بین دو کشور اصلی یعنی آمریکا و چین بازی می کند. البته مهمترین هنر دستگاه دیپلماسی ایران باید این باشد که به بهترین نحو از دست آوردهای ارزشمند دستگاه های نظامی و امنیتی خود در میدان غرب آسیا، استفاده کند. در یک جمله، ایران نباید کارت بازی بزرگان باشد، بلکه باید دقیقا نقشی را برای خود تعریف کند که چین در دوران جنگ سرد، برای خود تعریف کرد. قطعا به دکترین اصلی وجودی جمهوری اسلامی ایران، یعنی دفاع از مظلوم هم نباید در این شطرنج ژئوپلتیک خدشه ای وارد گردد.
در سطح فعلی درگیری های بین المللی، ایران به کشور با اهمیت تری نیاز دارد تا نقش پل ارتباطی بین غرب و ایران را بازی کند. به نظر می رسد در این بین، هند گرینه ی مناسبی است. هرگونه گفتگو با این کشور، زنگ خطر را برای چین به صدا در می آورد. چین برای زنده نگهداشتن جاده ی ابریشم نوین خود، قطعا به ایران نیاز دارد زیرا ایران، کوتاه ترین مسیر جنوب به شمال در کل جهان را دارا بوده و کاملا از نفوذ آمریکا آزاد است. نباید از شبکه ی مقاومت ایران نیز که در کل غرب آسیا گسترده است، غافل بود. این شبکه توان درگیر کردن آمریکا و متحدانش را در تمامی کشورهای بین چین تا دریای مدیترانه، داراست. بی دلیل نیست که قبل از حمله ی ایران به تروریست های درون خاک پاکستان، مقامات عالیرتبه ی امنیتی هند، در تهران حضور داشتند. این سومین میوه ی شیرین همکاری دستگاه دیپلماسی و میدان در ایران بود، هشداری به تمام معنا به چین. ایران که بجای ارتباط گیری با دستگاه های نظامی و امنیتی پاکستان و مطالبه ی تروریست ها، مستقیما به مواضع تروریست ها در خاک این کشور حمله کرد و پس از این اقدام با حمایت کامل هند، روبرو شد، هشداری تمام عیار برای چین فرستاد: ایران کارت بازی هیچ کشوری نخواهد بود. ایران ضلع سوم بازی بزرگان است. سرنوشت تقابل چین و آمریکا را ایران تعیین می کند اما حتما باید سهم ایران از کیک اقتصاد جهانی توسط چین پرداخت شود وگرنه ایران ابایی از خراب کردن تمام رویای چینی ها ندارد. عکس العمل پاکستانی ها موید همین نکته است.
اگر کمی از پاکستان به غرب برویم، متحدان ایران را میبینیم که هزینه ی اروپایی ها و اسراییل را به شدت بالا برده اند. در تنگه باب المندب، هیچ کشتی نمی تواند بدون اجازه ی متحدان ایران، عبور کند. حوثی ها حتی به ناوهای جنگی آمریکا نیز حمله می کنند. بازنده ی این فشار ایران، قطعا اروپایی ها هستند. در جنوب لبنان، بیش از سه ماه است که بخش قابل توجهی از نیروهای اصلی ارتش اسراییل، در آماده باش به سر می برند. اقتصاد شمال اسراییل همانند اقتصاد جنوب آن، کاملا از کار افتاده است. قطعا اسراییل نمی تواند این شرایط را برای دراز مدت تحمل کند و دوست دارد به هر طریقی شده از این مخمصه نجات پیدا کند. اسراییل تمایل دارد تا برای نجات خود به آخرین راه حل فکر کند: جنگ یزرگ. البته این جنگ بزگ از نگاه اسراییلی ها، جنگ با لبنان است. خرید دو اسکادران از هواپیماهای موجود آمریکایی به همراه خرید هلی کوپترهای نظامی، نشان میدهد که اسراییل یک قدم دیگر به درگیری نظامی با لبنان نزدیک شده است. البته قطعا این امر، معادلات روی زمین را تغییر نخواهد داد چون سرنوشت جنگ، روی زمین تعیین می شود و رزماندگان حزب الله لبنان از هر زمانی آماده تر هستند. لبنانی ها به راحتی حملات موشکی و هوایی را تحمل کرده و در زمان مناسب به نیروهای زمینی که جرات ورود به خاک کشورشان کنند، ضربه های کاری خوتهند زد. اینکه ایران موشک های با بردهای مختلف خود را از مناظق گوناگون خاک خود به سوی یک هدف در نزدیکی پایگاه آمریکایی ها شلیک می کند و همه ی آنها درست و دقیق به یک نقطه اصابت می کنند، تنها یک مفهوم دارد: بازنده ی این میدان کسی است که قدرت نظامی ایران را دست کم بگیرد.
افکار عمومی جامعه ی جهانی بر علیه اسراییل و آمریکا است. پایگاه های آمریکا بطور روزانه توسط جبهه ی مقاومت مورد حمله قرار می گیرد. ایران پالس هایی مبنی بر در اختیار داشتن آنچه که نباید داشته باشد، مخابره کرده است. هر حمله ی متحدان آمریکا به محور مقاومت، مرحله ی جدیدی از اقدامات ایران و متحدانش را کلید می زند. سطح درگیری هر لحظه بالاتر می رود. آمریکا و متحدانش مورد ضربات مستقیم قرار می گیرند اما هیچ ردی از ایران وجود ندارد.
آمریکا و متحدان اروپایی اش، همه ی راه ها را امتحان کرده اند، به هیچ نتیجه ای نرسیده اند و فقط یک راه برای آنها باقی مانده، مذاکره با ایران و قطعا امیدواریم که در صورت مذاکره، دستگاه دیپلماسی ایران سهم کشور از کیک اقتصاد جهانی را از آمریکا و اروپایی ها مطالبه کند.
در این بین، دشمنان ایران تمام تلاش خود را خواهند کرد تا ایران نتواند به خوبی این شطرنج ژئوپلوتیک را به پایان ببرد. گرفتن تمرکز ایران، ایجاد درگیری های داخلی و سوزاندن یکی از کارت های اصلی ایران، سه راه شناخته شده ی دشمنان ایران است. عملیات تروریستی اخیر در شرق ایران، برای افزایش سطح تنش واقعی بین ایران و پاکستان است، چیزی که به هیچ وجه ایران به دنبال آن نیست.
ایران به عنوان ضلع سوم نبرد قدرت های جهانی، سهم خود را می خواهد. قطعا کسی برنده ی این نزاع خواهد بود که سهم ایران و متحدانش را پرداخت کند. غرب آسیا به ایران و متحدانش تعلق دارد. اینجا خانه ی ماست، وارثان تمدن روم باید غرب آسیا را به ایران واگذار کنند.
ارسال دیدگاه
نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد