خواسته آمریکا از این جنگ چه بود؟
کدام محقق شد؟
کدام را دادیم؟
فرض کنید اوباشی به شما بگوید از خیابانی رد نشوید و ماشین شما توسط آن اوباش خسارت دیده است، شما و برادرانتان و خانواده شما تسلیم اراده آن اوباش نشده و از رویاروئی با وی هراسی نداشته و با ایستادگی و زیر ضرب بردن و درگیر شدن با آن اوباش او را وادار به مذاکره با خود کرده و در گفتگو با او علاوه بر گرفتن خسارات خود، او را متعهد به مزاحم نشدن نمائید، آیا این گفتگو به معنی رفاقت با آن اوباش است؟
مطمئنا اگر او هر زمان فرصت پیدا نماید و شما دچار ضعف شوید مجددا در پی ضربه زدن به شما خواهد بود و شما نیز همیشه باید قدرتمند بمانید تا دیگر مزاحمتی ایجاد نشود.
مهمترین ضعفتان هم میتواند اختلاف میان شما و برادرانتان شود که به آن اوباش فرصت میدهد.
پس مذاکره از منظر ایران تحمیل اراده است و انسجام ملی نیز پشتوانه تحمیل اراده.
اگر مذاکره غیر از این باشد قطعا خسارت محض خواهد بود و ملت باید در کنار مسئولین مراقبت نمایند که مذاکره تحمیل اراده ایران باشد نه ارتباط.
ارتباط ایران با آمریکا مادامی که آمریکا مستکبر است، رابطه گرگ و میش است.
و خیال خام است که میتوان با آمریکا رابطه مبتنی بر احترام متقابل و احترام به حقوق ایران داشته باشیم.
از کجا؟
تجربه
بنده اعتقاد دارم امروز نیروهای مسلح ما و مسئولین کشور نیاز مبرمی به حمایت یک صدای مردم جهت قوت قلب به آنها در این نبرد بزرگ دارند و اگر نقدی هم هست باید منطقی، بدور از تضعیف و روحیه بخش باشد.
دستان نیروهای مسلح را باید بوسید که مردانه با همه کم و زیاد جانانه ایستاده اند و عزت آفریدند و دست مسئولین درد نکند که آنها هم ایستاده اند و هیچکدام زشت و زیبا جا خالی نداده اند.
نقدهایمان را میگذاریم برای فردای پیروزی قطعی.
بنده هم حرفهای زیادی دارم و بغض فروخورده در گلو مانده دارم و دوست داشته و دارم بخاطر جنایت آمریکا و اسرائیل ، سخت تر ضربات به آنها وارد میشد.
نمی شود شما با برادرانتان در مقابل اوباش ایستاده اید و وسط دعوا شما یقه برادرانتان را بگیرید و بگوئید چرا محکم نزدی یا فلان نکردی.
اولویت امروز مقابله با اوباش است و بعد از مقابله در فضای دوستانه باید ضعفها واکاوی شود.
شهریار شیرخانی