تحلیلی از دکتر کوروش گرجی:
رمزگشایی از هدف اسراییل از اقدامات اخیر
- شناسه خبر: 2319
- تاریخ و زمان ارسال: ۱ مهر ۱۴۰۳ - ۰۶:۵۷
کوچک بودن ارتش و کم بودن عمق استراتژیک، به همراه پایین بودن ارزش نظامی نفرات، نقاط ضعف اسراییل هستند؛ اما نمی توان از برتری تکنولوژیک، تسلط مطلق رسانه ای، برتری هوایی و دست برتر امنیتی اسراییل، چشمپوشی کرد.

دکتر کوروش گرجی
دغدغه ی مهم این روزهای افکار عمومی جهان، زمان آغاز حمله ی اسراییل به لبنان است و این مقاله به بررسی همین موضوع می پردازد.
در ظاهر امر، اینگونه به نظر می رسد که اسراییل برای آغاز درگیری با لبنان، لحظه شماری کرده و بالا بردن پلکانی سطح تنش با لبنان، نشانه ی اصلی این امر تلقی می گردد. اگرچه اظهارات اخیر مقامات نظامی اسراییل نیز در همین راستا ارزیابی می شود؛ اما سئوال مهم این است که ویژگی خاص ارتش اسراییل در تمام جنگ های گذشته ی آن چیست؟ برای پاسخ به این سئوال، انجام مقایسه ای بین لشکر مغول و ارتش اسراییل می تواند مفید واقع شود. ارتش مغول در مقایسه با ارتش کشورهای بزرگ مورد هجوم، بسیار اندک بود و به همین دلیل از عنصر غافلگیری و خشونت زیاد، استفاده می کرد. باور اسراییلی ها مبنی بر ضرورت حملات غافلگیرانه و این نکته که سربازان آینده ی جبهه ی مقاومت یعنی کودکان فلسطینی و لبنانی، خطری بالقوه برای آن ها هستند و باید اکنون کشته شوند، همانند باور مغول ها است که در حملات غافلگیرانه ی خود، همه ی مردان و پسران شهرها و روستاهای اشغالی را از دم تیغ می گذراندند.
جلوی خیانت بزرگ به ایران را باید همین الان گرفت
کوچک بودن ارتش و کم بودن عمق استراتژیک، هرگز توان ادامه ی یک نبرد کلاسیک را به اسراییل نمی دهد؛ بعلاوه بخش چشمگیری از ارتش این رژیم را افرادی تشکیل می دهند که ارزش نظامی بالایی ندارند؛ اما نمی توان از برتری تکنولوژیک، تسلط مطلق رسانه ای، برتری هوایی و دست برتر امنیتی اسراییل، چشمپوشی کرد؛ مخصوصا اینکه آمریکا و کشورهای غربی در یک شبکه ی یکپارچه، همه ی موارد امنیتی را با هم به اشتراک می گذارند. همچنین تسلط مطلق رسانه ای، این امکان را به رژیم صهیونیستی می دهد تا با دستکاری در ذهنیت و شناخت دشمنان خود، آن ها را به تردید، تزلزل و اشتباه محاسباتی بیندازد.
این روزها، اسراییل بیش از هر زمان دیگری به آتش بس و پایان درگیری ها نیاز دارد؛ زیرا از نظر اقتصادی و اجتماعی با بحران های کمرشکن مواجه شده است؛ اما شگرد خاص غربی ها در جنگ روانی، ترساندن حریف و امتیازگیری در پای میز مذاکره است. این ترساندن باید تا حدی پیش برود که حریف در مذاکرات به امتیاز دهی تن دهد. آمریکایی ها بارها از این روش برای امتیازگیری از رقبای خود استفاده کرده اند که نمونه هایی از آن عبارتند از: مذاکرات آمریکا و هند در خصوص بازسازی ویتنام، مذاکرات آمریکا و چین در مورد جنگ کره، مذاکرات با شوروی بر سر بحران موشکی کوبا، مذاکرات با ایران در خصوص مسائل هسته ای، مذاکرات با عراق بر سر تسلیحات کشتار جمعی، مذاکرات با لیبی در مورد قدرت نظامی آن و ….
با توجه به نکات فوق، اقدامات اخیر رژیم صهیونیستی به معنای تمایل اسراییل برای آغاز جنگ زمینی نبوده و اتفاقا این رژیم به شدت از گسترش درگیری ها بر روی زمین پرهیز دارد؛ بلکه هدف، صرفا امتیاز گیری در مذاکرات و به اشتباه انداختن مقامات جبهه ی مقاومت است. بنابراین گزینه ی مطلوب اسراییل، افزایش تنش از طریق بمباران هوایی و ترجیح دفاع بر روی زمین است.
ارتباط بین ضعف بازدارندگی هسته ای آمریکا و هوش مصنوعی


ارسال دیدگاه
نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد