تحلیلی از دکتر کوروش گرجی:
آن دویست روز
- شناسه خبر: 2092
- تاریخ و زمان ارسال: ۳ خرداد ۱۴۰۳ - ۰۲:۴۱
اوج هنر دیپلماسی شهید حسین امیرعبداللهیان را باید در مدیریت وی از آغاز طوفان الاقصی جستجو کرد.

از ابتدای ریاست امیرعبداللهیان بر وزارت خارجه ی جمهوری اسلامی ایران، شاهد چرخشی در رویکردها بودیم. اولویت اصلی وزارت خارجه، تمرکز بر بهبود ارتباطات با کشورهای منطقه ، مخصوصا همسایگان و بازگشت به شرق تعریف شد. امیر عبداللهیان که متخصص مسائل مربوط به کشورهای عربی، غرب آسیا و آفریقا بود، به سرعت توفیقات فراوانی در رفع اختلافات و بهبود سطح روابط با همسایگان کسب کرد. سایر بخشهای کشور از جمله بخش های اقتصادی نیز، از این گشایش هایی که دومینو وار ایجاد می شدند، بهره برداری می کردند. واردات واکسن کرونا که به بهانه ی پیوستن به FATF معطل مانده بود، اولین دستاورد چشمگیر وزارت تحت امر شهید امیرعبداللهیان بود. در ادامه پیوستن به پیمان امنیتی شانگهای، عضویت در بریکس، اتصال سیستم بانکی ایران و روسیه نیز از دستاوردهایی بودند که در مدت بسیار اندک 1000 روز، شاید در تمام دنیا کم نظیر و یا بی نظیر باشد.
بهبود هماهنگی بین میدان و دیپلماسی بدون ورود به حواشی که در سال های دولت قبل، همواره شاهد آن بودیم، دستاوردهای ارزشمندی داشت. در واقع سیاستخارجی هر کشوری توسط چندین نهاد گوناگون پیگیری میشود. برخی از نهادها، نظامی و برخی نیز اطلاعاتی هستند. البته به دلیل گستردگی مقوله ی سیاست خارجی، همگام با وزارت امور خارجه، وزارتخانه های بازرگانی، علوم، بهداشت و تعدادی دیگر از نهادهای کلان دیگر نیز می توانند متولی سیاستخارجی دولت باشند. به عنوان مثال نیازهای صنعتی و تجاری در کنار حوزه های انرژی و حق وتو تعیین کننده ی چگونگی روابط ایران و چین می باشند و یا علاوه بر تبادلات علمی و تسلیحاتی، نیاز به غلات و هماهنگی در بازار انرژی و حوزه ی دریای مازندران به همراه حق وتوی روسیه منجر به تقویت روابط ایران و روسیه شده است.
هنگامی که امیرعبداللهیان سکان وزارت خارجه را به دست گرفت، تنش های شدید منطقه ی آذربایجان، افغانستان، عراق، سوریه و یمن، همگی میدان هایی بودند که به دلیل ضعف دستگاه دیپلماسی دولت های ماقبل، پتانسیل تبدیل به یک کانون بحرانی برای کشور داشتند؛ اما وی توانست به هر نحو ممکن، از آزمون مدیریت این تنش ها، سربلند خارج شده و ضمن پرهیز از هزینه های یک درگیری تمام عیار، سطح تنش را نیز تقلیل دهد. وزارت امور خارجه ی دولت های یازدهم و دوازدهم، بخشی از وقت و انرژی خود را صرف تقابل با میدان می کردند. این برخوردها به قدری تکرار شده بودند که در ایران به آنها به عنوان یک پدیده ی طبیعی نگاه می شد. در چنین وضعیتی، ویژگی اصلی دوره امیرعبداللهیان را باید هماهنگی مناسب با دیگر نهادهای مسئول سیاستخارجی بهویژه با دستگاههای میدانی کشور برشمرد. لازم به تاکید است که پیش از او نیز وزارت خارجه لاجرم با میدان همکاری داشت همانگونه که میدان نیز درخواستهای دستگاه دیپلماسی را اجابت میکرد، اما در دوره عبداللهیان برادری میان دستگاهها باعث کنار رفتن اختلافات شد. بین صاحب نظران معروف است که: “امیرعبداللهیان بدون آنکه به میدان تبدیل شود، به میدان کمک می کرد”.
آیا با شهادت رییس جمهور و وزیر امور خارجه، واقعا اختلالی در کار کشور بوجود نمی آید؟
با همه ی این اوصاف، شاید بتوان گفت مهمترین دوره ریاست امیرعبداللهیان بر وزارت خارجه، رخداد طوفان الاقصی باشد؛ جنگی که تا زمان شهادت امیرعبداللهیان 36 هزار شهید در غزه برجای گذاشت. تلاشهای بیوقفه شهید امیرعبداللهیان از منطقه تا نیویورک باعث شد تا با وجود تلاشهای غرب و لابی صهیونیستی، تهران بتواند جبهه دیپلماتیک قدرتمندی در جهان علیه تلآویو ایجاد کند. عبداللهیان صبورانه و با وجود خشم ناشی از همکاری تعدادی از دولتهای مسلمان با رژیمصهیونیستی برای قتلعام فلسطینیها، آنها را بالاجبار به عکس العمل مخالفت با تلآویو وادار کرد. این اقدامات و حضور مستمر وی در کشورهای منطقه، منجر به سرخوردگی شدید کشورهای مرتجع عربی و بهبود جایگاه ایران و شیعه در بین مردم منطقه شد. البته نباید از اثر عملیات وعده ی صادق در تکمیل این روند، غافل شد. دستاوردی که میدان ثمره ی آن را به دیپلماسی پاس داد.
آنچه اروپا دلواپس آن بود، در حال اتفاق افتادن است


ارسال دیدگاه
نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد