نگاه ملت همواره به رفتار و گفتار مسئولین است. در نتیجه، اقدامات مسئولین باید در تراز ملت مبعوث شده باشد تا توان کشور، با پرهیز از تنشهای غیرضروری داخلی، تماما صرف مقابله با تهدیدهای دشمن خبیث گردد.
دکتر کوروش گرجی: یکی از اصطلاحات رایج حقوقی، “ضمانت اجرا” میباشد که در واقع، قدرتی است که برای اعمال قانون یا برای اجرای حکم دادگاه از آن استفاده میگردد. تاریخ نشان داده که ضمانت اجرای هر قرارداد یا تفاهم نامهای در نظام بین الملل، قدرت نظامی است و کشورهای امضاء کنندهی قراردادها، با مشاهدهی اولین ضعف نظامی و امنیتی در طرف مقابل، بطور یکجانبه از آن خارج شدهاند؛ مخصوصا کشورهای غربی و در راس آنها آمریکا که بدعهدی، مشخصهی بارز سیاست خارجی آنهاست.
تفاهم نامهی اخیر ایران و آمریکا نیز از قاعدهی کلی فوق، مستثنی نیست؛ مخصوصا وقتی که با دقت در مفاد آن، متوجه میشویم که این تفاهم نامه، عمدتا غیر الزامآور بوده وگویی بندهای گوناگون تفاهم نامه، به عمد طوری تنظیم شدهاند که فقط فرصتی برای تنفس به طرفین داده شود. به همین دلیل، برندهی دور سوم جنگ، کسی است که بتواند در این فرصت بدست آمده، تجهیز بهتری داشته باشد.
ایران، تنگهی هرمز را در اختیار داشته و با رفع محاصرهی دریایی، به تقویت پایههای اقتصادی و ترمیم ذخایر خود میپردازد. سرعت توسعهی سلاحهای جدید، در ایران، بیشتر از آمریکاست و در نتیجه، آمریکاییها چارهای جز تغییر تاکتیک جنگی خود ندارند. آمریکا و متحدانش به اقدامات خفیف خصمانهی نظامی، امنیتی، سایبری و اطلاعاتی خود بر علیه ایران ادامه داده و ایران نیز در پاسخ، دشمن را هر مرتبه، قدمی به عقب میراند. تخفیف از تحریم و یا لغو آن، علاوه بر ایران، به سود آمریکا هم هست تا ذخایر استراتژیک خود را احیا کند و ایران مجدداً تأکید نمود که هرگز سلاح هستهای تولید نخواهد کرد تا بدینوسیله سرنوشت موضوعات مرتبط با هستهای، از جمله غنیسازی به توافق نهایی بین دو کشور حواله داده شد. اقدامات خصمانه بر علیه لبنان و سایر یاران منطقهای ایران، بطور کم وبیش وجود داشته و تهدید به استفاده از زور هم در این روزها عادی شده است. در حالیکه ایران هرگز در امور داخلی آمریکا دخالت ننموده، چیزی از دخالت آمریکایی ها در امور داخلی ایران، کاسته نشده است. دلیل رخداد چنین حوادثی، صرفا غیرالزامآور بودن این تفاهم نامه است و در یک تفاهمنامهی غیرالزامآور، ایران باید با تکیه بر توان نظامی-امنیتی درونزای خود، دشمن را به تمکین وادار نماید. در چنین شرایطی و در مواجهه با چنین دشمن فریبکاری، قضاوت در مورد خوب یا بد بودن این تفاهمنامه، کاملا به عملکرد و توان بهرهبرداری مسئولان بستگی دارد.
این در حالی است که توان ایران برای احقاق حق ملت خود، شامل چندین مولفه از جمله قدرت نظامی، توان امنیتی، حضور مردم در خیابانها و تابآوری اجتماعی و اقتصادی میباشد. در چنین شرایطی، هر عاملی که منجر به سلب تمرکز از نیروهای نظامی و امنیتی و یا کاهش تابآوری اجتماعی و اقتصادی گردد، به شدت مورد علاقهی دشمن بوده و توسط بوقهای رسانهای داخلی و خارجی، ترویج میگردد. بنابراین بجای توجه به شایعات مورد علاقهی دشمن و میدان دادن به کسانی که از تخریب فرماندهان و مقامات کشور، سود میبرند، باید به فرمودهی امام امت، وحدت ملت حفظ و تقویت گردد. چنین وحدتی، نیازمند هوشیاری مسئولین، کار حرفهای رسانهای، اطاعت عملی و آشکار مدیران از مقام معظم رهبری، پرهیز مسئولان از منافع حزبی و سیاسی، صبر، از خودگذشتگی و تقویت عدالت در سطح جامعه میباشد.
در پایان میتوان اینگونه نتیجه گرفت که چون نگاه ملت به رفتار و گفتار مسئولین دوخته شده؛ این مسئولین نیز باید بیش از پیش در تراز ملت مبعوث شده اقدام نمایند تا توان کلی کشور، با پرهیز از تنشهای غیرضروری داخلی، تماما صرف مقابله با تهدیدهای دشمن خبیث گردد؛ در غیر اینصورت، قطعا اگر دشمن، پالس ضعف را از ایران دریافت کند، دست به ماجراجویی جدید خواهد زد. البته بازهم بنا بر سنت الهی، دست خداوند از آستین دلاورمردان ایرانی، به تنبیه دشمن متجاوز خواهد پرداخت.