دکتر کوروش گرجی به نقل از خبرگزاری فارس: در حال حاضر، جهان در کشاکش درگیری بین پنج قطب قدرت قرار داشته و همه ی این کانون های قدرت، در حال یارگیری در سطح جهانی هستند. اگر از این اتفاق به عنوان شطرنج...
به نقل از خبرگزاری فارس: در حال حاضر، جهان در کشاکش درگیری بین پنج قطب قدرت قرار داشته و همه ی این کانون های قدرت، در حال یارگیری در سطح جهانی هستند. اگر از این اتفاق به عنوان شطرنج دیپلماسی یاد کنیم، این بازی دارای پنج مهره ی اصلی است: آمریکا، چین، روسیه، اتحادیه ی اروپا و محور مقاومت اسلامی.
کشورها دارای منافع استراتژیک ثابت و در عین حال روابط استراتژیک متغیر بوده و حتی دو کشور می توانند در چندین حوزه، متحد و دارای منافع مشترک بوده و همزمان، در چندین حوزه ی دیگر، در تضاد منافع باشند.
بازی کشورهای بزرگ در این صحنه ی شطرنج جهانی، از استقلال عمل بیشتری برخوردار بوده و رقابت اقتصادی برای آن ها اولویت دارد؛ در حالیکه برای کشورهای کوچک، اهمیت امنیت بیش از اقتصاد است. به همین دلیل باید ابتدا جایگاه و نقش قدرت های بزرگ را مشخص و سپس روابط متقابل سایر کشورها با این قدرت ها را تعیین نمود.
در جهان امروز، رقابت اصلی بین آمریکا و چین است. اقتصاد چین به تنهایی برابر با جمع اقتصادهای آلمان، ژاپن، هند، انگلستان و فرانسه است. پیش بینی می شود که تا سال 2050، اقتصاد آمریکا حتی از هند نیز عقب تر خواهد بود. آمریکا با GDP برابر با 27/7 تریلیون دلار، دارای بدهی خارجی 25/8 تریلیون دلاری بوده و بدهکارترین کشور جهان است. در حالیکه تفاضل GDP و بدهی خارجی آمریکا، به رقم بسیار ناچیز 1/9 تریلیون دلار می رسد، چین با GDP برابر با 17/8 تریلیون دلار، فقط 2/5 تریلیون دلار بدهی داشته و در مقابل آمریکا صف آرایی کرده است. این آرایش جنگی در حالی است که رشد اقتصادی چین نیز، دوبرابر آمریکا است.
آمریکا برای کند و یا معکوس کردن روند رشد اقتصادی چین، به سرمایه گذاری در هند روی آورده و به نوعی می توان گفت که رقیب سنتی چین را وارد بازی کرده است. بالاترین رشد اقتصادی امروز دنیا، متعلق به هند است و پیش بینی می شود که با حفظ رشد اقتصادی 8/15% برای هند، این کشور نیز تا سال 2050 از آمریکا پیشی می گیرد. بنابراین هند، به دلیل مشکلات ژئوپلیتیکی که با چین دارد و سود اقتصادی که از دشمنی آمریکا با چین می برد، ترجیح میدهد تا فعلا در جبهه ی آمریکا بازی کند. البته قطعا در آینده، وقتی که اقتصاد هند به آمریکا نزدیک گردد، این کشور نیز شاهد دشمنی های آشکار آمریکا خواهد بود.
روسیه به عنوان پهناورترین کشور دنیا، دارای دومین نیروی نظامی جهان و بزرگترین زرادخانه ی هسته ای دنیا است. این کشور در حال حاضر، اروپا را دشمن شماره یک خود می بیند؛ البته این دشمنی دارای یک ریشه ی چند صد ساله است. به همین دلیل، روسیه سعی در حفظ تعادل روابط خود با چین و آمریکا می نماید تا بتواند در جنگ خود با اروپا پیروز گردد. این کشور دارای انگیزه ی کافی برای چرخش به سمت آمریکا نیز هست زیرا روس ها فراموش نکرده اند که چینی ها رشد اقتصادی خود را مدیون چرخش به آمریکا در دوران جنگ سرد و دور شدن از روسیه در آن دوران هستند. با این حال، حمله ی اخیر پوتین به سیاست های غرب، می تواند نشان دهنده ی اهمیت حفظ ارتباط با چین برای روسیه باشد؛ زیرا در دوران نبرد روسیه و دنیای غرب در خاک اوکراین، دیده شد که چگونه ارتباط تجاری موثر و مستقیم با چین، می تواند در بی اثر کردن تحریم های غرب، نقش بازی کند.
با کمرنگ شدن اتحاد آنگلوساکسونی دو سوی آتلانتیک، انگلستان در تلاش است تا جای خالی آمریکا در ناتو را پر کرده و رهبری اتحادیه ی اروپا را نیز به دست آورد. از نظر لندن، روسیه دشمن شماره ی یک است؛ بنابراین آنها ضمن تلاش برای حفظ نزدیکی با آمریکا، از ارتباط با چین نیز برای حفظ بقای خود استفاده می کنند. انگلیسی ها که فریب آمریکا را خورده و خود را از انرژی ارزان روسیه محروم کرده اند، باید با کمک کشورهای ذره بینی خلیج فارس، نفت و گاز خود را تامین کند.
فرانسه، آلمان و سایر کشورهای اروپایی هم با وضعیتی مشابه با انگلستان در قبال روسیه مواجه هستند. اقتصاد اروپا هنوز هم صرفا با سوءاستفاده از کشورهای غرب آسیا و آفریقا، می تواند نفس بکشد و نفوذ چین، روسیه و ایران در این مناطق، تهدیدی جدی برای اروپایی هاست. در حالیکه فرانسوی ها از چندین سال قبل، متوجه ی تغییر نگاه آمریکایی ها به ناتو شده و در همان زمان پیشنهاد ایجاد ارتش واحد اروپا را مطرح نموده بودند، امروزه شاهد تهدید اتمی از سوی آنها هستیم. اروپایی ها برای پرداخت هزینه ی دشمنی های خود با روسیه، باید حتما امنیت خود را از آمریکا و یا چین بخرند.
در حالیکه کره جنوبی، تایوان و کشورهای مشابه واقع در شرق آسیا، خاطره ی تلخ تهاجم وحشیانه و دوران اشغال ژاپنی ها را به یاد داشته و از تکرار آن از سوی چین به شدت هراسان هستند، خود ژاپنی ها نگران انتقام گرفتن چینی ها می باشند. البته همه ی این کشورها، از زمان جنگ جهانی دوم، فاقد استقلال سیاسی بوده، گاو شیرده ی آمریکایی ها محسوب شده و خاطرات تلخ فراوانی از حضور آمریکایی ها در خاک خود دارند. با این حال، هرگونه بی طرفی و بی عملی از سوی این کشورها به معنی همراهی با آمریکا در مقابله با چین و متحدانش می باشد.
پاکستان کاملا همسوی با چین بازی کرده و اگرچه استقلال ارضی و سیاسی لازم در برابر آمریکا را ندارد؛ اما انگیزه های فراوانی برای نزدیکی با چین و ایران در اسلام آباد وجود دارد.
اقتصاد ورشکسته ی ترکیه و تورم بسیار بالای آن، مانع از سودای آنکارا در تسلط بر غرب آسیا و شمال آفریقا نشد. ترکیه عملا برای عضویت در اتحادیه ی اروپا التماس می کند و اروپایی ها هم برای دریافت نفت و گاز ارزان شیخ نشین های عربی، به مسیر ترکیه نیاز دارند. به همین علت، ترکیه به اروپا نزدیکتر شده است.
تلاش های چین برای باز کردن جای پا در غرب آسیا، هنوز به نتیجه ی ملموسی نرسیده و کشورهای عربی بزرگتر مثل عربستان، عراق، اردن و عمان، به دلیل وابستگی سیاسی به آمریکا و هراسی که از ایران دارند، امنیت خود را از آمریکا و اسراییل خریداری می کنند. این کشورها معمولا مستقیما در ارتباط با صاحبان قدرت و ثروت در آمریکا هستند اما با این حال، این ارتباط مانع از ادعای ارضی اخیر اسراییل نسبت به این کشورها نشده است.
از پیش از انقلاب اسلامی ایران تا به امروز، آمریکا به هر اقدامی برای تجزیه ی ایران به کشورهای کوچکتر دست زده است. رشد علمی و تکنولوژیک ایران، این کشور را از یک هدف آسان به یک قدرت منطقه ای تبدیل کرده است؛ به همین دلیل، قدرت های بزرگ و مخصوصا آمریکایی ها چشم طمع به تجزیه ی ایران در اثر آشوب های داخلی دوخته و نارضایتی های اجتماعی و اقتصادی، پاشنه آشیل این کشور هستند. ترکیه، آذربایجان، کشورهای عربی و شیخ نشین های حاشیه ی خلیج فارس همگی نسبت به ایران ادعای ارضی دارند. گروهی از این کشورها مثل ترکیه، امارات، بحرین، قطر و کویت در حال حاضر به سوی اروپا نزدیکتر شده و مابقی کشورها مثل عربستان، اردن، آذربایجان و عراق، امنیت خود را به آمریکا گره زده اند. البته باید توجه نمود که این کشورها در رقابت ها و همسویی های منطقه ای بسیار متنوعی نسبت به هم قرار دارند. علیرغم چنین شرایطی، در درون ایران، هنوز هم گروه هایی وجود دارند که معتقد به نزدیکی بیشتر به اروپا و یا آمریکا هستند تا مشکلات اقتصادی و اجتماعی ایران، برطرف گردد. این نگاه همواره در القای روس هراسی و چین ستیزی، مانع تنوع سبد دیپلماسی ایران و آسیب پذیری این کشور شده است. البته به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، بدیهی است که ایران، بازیگر مستقلی است که نباید همه ی تخم مرغ های خود را در یک سبد بگذارد.
در پایان، اگر بریکس را به عنوان یک واحد سیاسی و اقتصادی مجزا در نظر بگیریم، تضادهای درونی، مانع دستیابی سریع به اهداف کلان آن می شود؛ با این حال، راه اندازی پول واحد بریکس، می تواند هدفگیری به قلب اقتصاد آمریکا بوده و بازی پیچیده ی شطرنج جهانی را به مرحله ی بعدی آن سوق دهد. قطعا در مرحله ی بعدی، صف بندی ها آشکارتر و خصمانه تر خواهد شد.
4 دیدگاه
سلام و درود
مطلب حاضر را مطالعه کردم
اما بیشتر حواسم به تحلیل قبلی شما بود با موضوع تلاش کشورها در ذخیره سازی طلا.
موفق باشید
سلام و عرض ادب. ارادتمندم قربان. در چند روز اخیر، آمریکا، چین، آلمان و روسیه به افزایش خرید میزان طلا در بازار دست زدند و بخشی از ذخایر دلار خودشون رو به طلا تبدیل کردند. ایران هم پول نفت خودش رو به صورت طلا از چین دریافت کرده. تشکر دارم که با درج نظرات ارزشمند خودتون ما رو در ارائه ی خدمات بهتر، یاری می کنید
سلام و درود
مطلب حاضر را مطالعه کردم
اما بیشتر حواسم به تحلیل قبلی شما بود با موضوع تلاش کشورها در ذخیره سازی طلا.
موفق باشید
سلام و عرض ادب. ارادتمندم قربان. در چند روز اخیر، آمریکا، چین، آلمان و روسیه به افزایش خرید میزان طلا در بازار دست زدند و بخشی از ذخایر دلار خودشون رو به طلا تبدیل کردند. ایران هم پول نفت خودش رو به صورت طلا از چین دریافت کرده. تشکر دارم که با درج نظرات ارزشمند خودتون ما رو در ارائه ی خدمات بهتر، یاری می کنید
جالب بود و دقیق👌🙏
سلام و عرض ادب. ارادتمندم قربان. لطف دارید