هنگام رخداد حادثه برای بالگرد رییس جمهور، مجلس خبرگان جدید، هنوز تشکیل نشده و کشور فاقد رییس شورای نگهبان بود، مجلس شورای اسلامی جدید، تشکیل نشده و کشور رییس مجلس جدید خود را نمی شناخت و رییس قوه ی مجریه یعنی رییس جمهور هم به شهادت رسیده بود؛ یعنی دو مجلس مهم کشور، تشکیل نشده بودند و دو قوه از قوای سه گانه، فاقد رییس بودند. از سوی دیگر، در یک شرایط ویژه ی بین المللی، کشور وزیر خارجه ی خود و همچنین یکی از ستون های اتحاد بین مردم چندین استان شمال غربی کشور را از دست داد. در میانه ی چنین بحران هایی که بواقع هر یک از آنها به تنهایی پتانسیل به فروپاشی کشاندن بسیاری از کشورهای جهان را دارد، در ایران، آب از آب تکان نخورد و این نشان دهنده ی استحکام ساختارهای حاکمیتی طراحی شده در ایران است. دقیقا به دلیل همین استحکام، اجرای دقیق قانون اساسی برای انتخابات، کلید خورد. در اینجا لازم به ذکر است که قانون اساسی برای شرایط عادی وضع شده و هیچ کشوری در شرایط اضطراری و فوق العاده، خود را مقید به چهارچوب های قانون اساسی نمی بیند.
با سقوط بالگرد رییس جمهور ایران، شاهد تفاوت فاحش رویکرد رسانه های جریان اصلی جهان در مقایسه با رسانه های فارسی زبانی که از منابع بیگانه حمایت مالی می شوند، بودیم. رسانه های جریان اصلی، همسو با مقامات رسمی دولت ها، از این فرصت استفاده کرده و تلاش نمودند تا حسن نیت خود را به ایران نشان دهند؛ در حالیکه رسانه های فارسی زبان نهایت تلاش خود را به خرج دادند تا همان پیام های تسلیت، سکوت های یک دقیقه ای و پرچم های نیمه افراشته را کم اهمیت نشان دهند. البته به راحتی می توان با دقت در ارسال پیام تسلیت از سوی ناتو که یک نهاد صرفا نظامی است، پیام بن سلمان، پیام و اظهار نظر شاه بحرین، پیام دولت های مصر و اردن، ادای احترام شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل، پی برد که به دلیل اقتدار خدشه ناپذیر ایران، سیل پیام های نسلیت به سوی ایران به راه افتاده است. حقیقت این است که وقتی یک کشوری مقتدر باشد، سایرین به احترام آن، کلاه از سر بر می دارند.
چرا تئوری توطئه سقوط بالگرد شهید رئیسی مطرح می شود؟
در اینجا لازم است تا به جلسه ی پاسخگویی بلینکن وزیر خارجه ی آمریکا به مجلس سنا و سناتورهای آمریکایی اشاره ای هرچند کوتاه داشته باشم. گفتگوهای رد و بدل شده در این جلسه، به خوبی نشان می دهد که نقاط قوت حاکمیت و دولت ایران در کجاست. از محتوای گفتگوهای این جلسه، شش مورد از برتری های ایران مطابق نظر و تاکید وزیرخارجه آمریکا به شرح ذیل است:
1-سیاست های آمریکا در برابر ایران شکست خورده است.
2-دولت آقای رییسی توانست میزان فروش نفت خود را ظرف فقط سه سال، حدود 7 برابر کرده و از 300،000 بشکه به 2،000،000 بشکه برساند.
3-ایران از انزوا خارج شده و در نتیجه بسیاری از سازمان های بین المللی و کشورها برای سقوط هلیکوپتر رییس جمهور ایران، پیام فرستاده و حتی عزای عمومی اعلام نمودند.
4-آمریکا بارها و بارها بیش از 600 تحریم را بر علیه ایران اعمال کرده است اما ایرانی ها تحریم ها را دور می زنند.
5-ایرانی ها برای موفقیت، بسیار تلاش می کنند.
6-ایرانی ها برای دستیابی به هدف، بسیار مصمم هستند.
این موضوع به سادگی نشان داد که پس از چند دهه، برای اولین بار، سیاست خارجه ی کلان ایران توانسته همپای سیاست های نظامی کشور، بسیار خوب عمل کند؛ اما بخشهای اقتصادی و تکنولوژیک کشور، درست کار نمی کنند.
عملا، ایران مزایای یکپارچه سازی در ارکان گوناگون نهادها و قوا را بطور مشهودی دید. در بسیاری از ادوار تاریخ جمهوری اسلامی ایران، کشمکش های درونی و اختلاف سلیقه ها منجر به هدر رفت انرژی و توان کشور شد. حتی مواردی را شاهد بودیم که امتیازاتی به کشورهای غربی داده می شد تا با کمک ابزار رسانه بتوانند بر انتخابات داخلی اثر گذار باشند. در مدت سه سال گذشته، این یکپارچه سازی در تمام دستاوردهای نظام بالاخص در بعد سیاست خارجی، تجارت بین الملل، تحریم ها، امنیت، اقتدار منطقه ای، بازار نفت و پتروشیمی، پیمان های امنیتی، بهبود وجهه ی جهانی، تجارت با ارزهای ملی، اتصال شبکه ی بانکی و غیره، اثرات مثبت خود را به نشان دهد.
توسعه روابط ریلی ایران و روسیه جزو سیاست های کلان دولت شهید رییسی است
اگرچه از دولت دوازدهم، یک میراث فاجعه بار در زمینه های اقتصادی، تجاری، ارزی، سیاست خارجی، تحولات منطقه ای، امنیتی و … به دولت شهید رییسی به ارث رسید، اما به اعتراف کارشناسان بین المللی مسائل سیاسی و نظامی، امروزه ایران موفق شده تا در مناطق حوزه ی دریای سرخ، دریای سیاه، دریای مدیترانه، خلیج فارس، دریای عمان، اقیانوس هند، هندوکش و قفقاز به یک بازیگر فعال و بسیار تاثیرگذار تبدیل شده است. مجموع تحولات این مناطق نیز به قوه ی عاقله ی نظام یادآوری می کند که یکپارچه سازی، منجر به افزایش تاثیرگذاری و ضریب نفوذ ایران در تحولات جهانی شده و به این ترتیب می توان منافع کشور را در گستره ی بزرگتری تعقیب و حفظ کرد. مجموع توفیقات حاصله ی ناشی از فقط 3 سال یکپارچه سازی، آنچنان چشمگیر و گسترده است که بعید به نظر می رسد قوه ی عاقله ی نظام حاضر باشد تا حلاوت چنین توفیقاتی رت فدای اهداف کوتاه مدت کند.
از سوی دیگر تجربه ی 45 ساله ی انقلاب اسلامی ایران نشان داده است که هرگونه مماشات با بوق های تبلیغاتی دشمنان ملت ایران، با هدف اینکه شاهد افزایش مشارکت در انتخابات باشیم، هرگز مانع جوسازی های رسانه های فارسی زبان و دنبال کنندگان آنها نخواهد شد.
اگر صادقانه بخواهیم به قابلیت های رییس جمهور عزیز و شهیدمان نگاه کنیم، ایشان یک قاضی پاکدست و بسیار موفق بودند که با خصوصیات اخلاقی مثبت و به دلیل توانایی قرار گرفتن در چهارچوب یکپارچه سازی، مورد حمایت اقشار گوناگون و تاثیرگذار کشور قرار گرفتند. اگر ایشان یک مدیر اجرایی دارای همین خصوصیات بودند، شاید دستاوردهای دیگری نیز نصیب کشور می شد. برای بررسی اینکه سایر سیاسیون کشور چه مناسبتی با مشخصات رییس جمهور شهید دارند، ابتدا باید توجه کرد که سیاسیون در حوزه های گوناگون، چهارچوب های فکری مختلفی را از خود به نمایش می گذارند؛ مثلا یک فرد می تواند در انتخابات، همانند یک اصلاح طلب افراطی، برای امتیاز گیری بیشتر، ارکان اساسی نظام را زیر سئوال برده و یا حتی برای نظام منحوس پهلوی اعتبارهایی قائل شود ولی در بحث دفاع از حریم خانواده، همانند یک اصولگرای افراطی، قائل به قداست خانواده باشد. همین فرد میتواند در مبحث اقتصاد، ظواهر یک اصلاح طلب معتدل باورمند به اقتصاد لیبرالی را به نمایش گذاشته اما در بحث تکریم ایثارگران و خانواده ی معزز شهدا، همانند یک اصولگرای معتدل رفتار کند. به همین دلیل نمی توان سیاسیون کشور را با خط کشی مشخصی، در چهارچوب های تعیین شده، دسته بندی کرد؛ ولی برای بالا بردن دقت بحث، چاره ای جز تقسیم سیاسیون کشور به چهار دسته ی زیر نداریم: اصولگرای افراطی، اصولگرای معتدل، اصلاح طلب افراطی و اصلاح طلب معتدل. با این تعریفريال اصولگرایان افراطی، سیاسیونی هستند که تحمل اندکی نسبت به تفکرات اصلاح طلبی داشته و در صورت پیدا شدن فرصت و مناسب بودن شرایط، اصولگرایان معتدل را نیز زیر سئوال می برند. در سوی مقابل، اصلاح طلبان افراطی قرار دارند که بسیار تشکیلاتی و دارای رسانه های متعدد بوده و از اساس اصولگرایان افراطی را قبول نداشته و با حمله ی بی رحمانه به آنها، در اکثر مواقع، خوراک تبلیغاتی برای رسانه های ضدایرانی فراهم می کنند. این اصلاح طلبان افراطی در حیطه های غیرمدیریتی و غیراقتصادی از جمله تکنوکراتیک می توانند حتی با اصولگرایان معتدل نیز کار کنند اما قائل به استفاده از اصولگرایان معتدل در مناسب مدیریتی و اقتصادی نیستند.
آن دویست روز: شرحی بر دستاوردهای وزارت خارجه ی شهید امیرعبداللهیان
قطعا بر خواننده ی گرامی مشخص است که “توسعه ی پایدار” به مفهوم مستقل بودن سیاست های کلان کشور از تغییر دولت هاست و قوه ی عاقله ی نظام برای گذر به مرحله ی توسعه، راه حل های جایگزین اندکی در اختیار دارد. بسیاری از رجل سیاسی موثر کشور با شایعه سازی و تخریب های گوناگونی مواجه شده اند که بطور هدفمند و همسو از طریق رسانه های فارسی زبان بیگانه و شرکای داخلی آنها صورت پذیرفته است. اگرچه در این روزها بخش بزرگی از جامعه متوجه بی اساس بودن شایعات حول و حوش شهید رییسی شده اما به نظر می رسد که این بی اساس بودن شایعات را به سایر رجل سیاسی کشور تعمیم نداده است زیرا جامعه ی ایرانی که در “تعمیم دادن مسائل” بسیار خبره است، در مدت زمان طولانی تر، شایعات و حقایق فساد را به رجل سیاسی کشور تعمیم داده و زمان یک هفته ای یا ده روزه برای پاک شدن این شایعات از اذهان، اصلا کافی نیست.
آیا با شهادت رییس جمهور و وزیر امور خارجه، واقعا اختلالی در کار کشور بوجود نمی آید؟
به باور برخی از کارشناسان همانگونه که عکس العمل ها به میزان مشارکت در انتخابات مجلس، از فضای رسانه ای مخالفان نظام، چندان فراتر نرفت، قوه ی عاقله ی نظام نباید در شرایط فعلی نگران بحران مشروعیت نظام باشد؛ زیرا پیش بینی می شود که در خصوص انتخابات ریاست جمهوری نیز شرایط همانگونه خواهد شد. مشارکت نهادهای بین المللی و کشورهای جهان در فرآیند تسلیت گویی بابت شهادت رییس جمهور سیزدهم، نشان می دهد که تا زمانی که اقتدار یک کشور مستحکم بوده و پایه های حاکمیت آن لرزان نباشد، کم و زیاد بودن میزان مشارکت در انتخابات، می تواند گاهی به راحتی توسط جهان به فراموشی سپرده شود. مثال بارز این موضوع، عضویت عربستان در کمیسیون سازمان ملل در مورد وضعیت زنان می باشد.
کمتر از سی روز تا آغاز تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده است؛ اگرچه در همین مدت کم، به راحتی می توان با بی اخلاقی، برخی از نامزدها را تخریب کرد اما مطرح کردن یک چهره ی جدید برای مردم، کار بسیار سختی است؛ بنابراین چهره هایی که پیش از این رسانه ای نشده باشند، فقط در صورتی می توانند با اقبال مردمی مواجه شوند که در مناظره ها بسیار خوش بدرخشند، توسط رقبای خود جدی گرفته شده و تداعی کننده ی رفتار و سلوک شهید رییسی باشند. بدرقه ی باشکوهی که مردم قدرشناس ایران از پیکر شهدای خدمت نمودند، شرایط را به سمتی برده است که در مناظرات انتخاباتی پیش رو، زیر سئوال بردن دستاوردها و میراث شهید رییسی و نقد عملکرد وی، سخت خواهد بود؛ بنابراین نامزدی که بتواند خود را شریک دستاوردهای شهید رییسی معرفی کند، بخشی از مسیر راه انتخابات را طی کرده است.
از جمله ی این رفتارها می توان به فسادستیزی، حلم و صبر، تلاش شبانه روزی، پرهیز از تنش، پرهیز از ورود به مجادلات سیاسی، سیادت، نرمی گفتار، روحانیت، تقوا، ساده زیستی و … اشاره کرد که امکان تکمیل آنها با ارائه ی برنامه های مدون و قابل اجرای اقتصادی، سیاست خارجی و تکنوکراسی عملی وجود دارد. توجه ویژه ی جامعه ی ایران به مظلومیت شهید رییسی، شرایط را به سمتی برده که اقبال عمومی مردم به سوی سیاسیون افراطی از هر دو سوی اصولگرا و اصلاح طلب، کاهش یافته است.
بنابراین در انتخابات پیش رو، مشخصات زیر برای مردم تاثیرگذار بوده و نامزدی که رای دهندگان، بخش بیشتری از این موارد را در وی مشاهده کنند، راه آسان تری برای رسیدن به خیابان پاستور پیش روی خود خواهد داشت:
1-قابلیت نقش پذیری در فرآیند یکپارچه سازی
2-فسادستیزی و تلاش جهادی شبانه روزی
3-برنامه ی مدون و روشن اقتصادی
4-تقوا و ساده زیستی
5-نقش داشتن در دستاوردهای دولت شهید رییسی
6-ادامه ی راه شهید امیرعبداللهیان در سیاست خارجی کشور
7-پرهیز از ورود به تنش های داخلی، صبر و نرمی گفتار
8-سیادت و روحانیت
مشخصات کامل تر، در روزهای آینده تقدیم مخاطبان گرانقدر نظرپرس خواهد شد.
نهم خرداد 1403- کوروش گرجی-سید محمدسعید سیدعلیپور




👏👏👏
سلام و عرض ادب. از شما تشکر داریم که در ارائه ی خدمات بهتر، به نظرپرس کمک می فرمایید